صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 48
رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )
بر مىشمارد « 1 » . سپس ، صدر المتألّهين نظر خود را باز مىگويد ؛ مبنى بر اينكه امر ذاتا متجدّد همانا نحوهء وجود طبيعت جسماني است ، كه بعنوان واسطهء بين حادث ( متغيّر ) وقديم ( ثابت ) عمل مىكند . وى با اين سخن ، در دو جهت از نظريّهء قدما فاصله مىگيرد : يكى اينكه جواهر أجسام وصورتهاى طبيعي را بجاى حركت دورى أفلاك مىنشاند ؛ وديگر آنكه صفت ذاتي بودن تغيّر وحدوث را به وجود آنها نسبت مىدهد ، نه به ماهيّت آنها . ملّا صدرا اين جهت دوم را با بسط بيشترى توضيح مىدهد ، وتا بدانجا پيش مىرود كه همهء صورتهاى طبيعي نوعي - اعمّ از بسائط ومركّبات - را از سنخ وجود مىداند ؛ وجوداتى محض كه هر يك ، شأني از شؤون حقّ اوّل وپرتوى از تابشهاى ذات أو هستند . وهر صورت طبيعي نيز بنوبهء خود ، داراى شؤون پى در پى است ؛ كه اين شؤون ، آويزهء حقيقتي عقلي - از آن صورت طبيعي - در علم خداوند بوده ، از همين رو بصورت جريانى متّصل وامرى واحد چهره مىنمايد : . . . لكلّ صورة طبيعيّة جسمانيّة حقيقة عند اللّه موجودة في علمه ، وهي بحقيقتها العقليّة لا تحتاج إلى مادّة واستعداد وحركة وزمان ؛ ولها شؤونات متعاقبة متّصلة واحدة ، هي بوحدتها الاتّصاليّة لازمة لحقيقتها العقليّة الموجودة في علم اللّه . « 2 » مفهوم دقيق زمان در مكتب ملّا صدرا نيز با نظر به همين پويايى جوهري صورتهاى طبيعي بدست مىآيد : زمان عبارت از مقدار حركت جوهري أجسام است .
--> ( 1 ) علّامهء طباطبايى در تعليقهاش بر أسفار ، بر ايرادات چهارگانهء ملّا صدرا خرده مىگيرد ومىگويد : تنها اشكال وارد بر نظريّهء قدما اين است كه أساسا وجود چنين حركت دورى دائمي مورد ترديد است . ( رك : الحكمة المتعالية ، ج 3 ، ص 129 . ) ( 2 ) همين رساله ، ص 126 .